خرید بک لینک

همواره چیزی را در زندگیام خالی میدانم. تهی بودن چیزی که مطمئنم با مسافرت رفتن، یا ازدواج کردن و صاحب فرزند شدن، ویا حتی داشتن امکانات زندگی مثل خرید اتومبیل و خانه و غیره آن را پر نخواهد کرد. و به درستی میدانم با این کارها و به دستآوردنهای این چیز و آن چیز دل بیتاب مرا سامان نداده و آرام نخواهم گرفت.

منظور من این نیست که به پوچی رسیدهام و یا آنقدر ناامید و خسته شدم که قصد پایان دادن به زندگیام را دارم. نه، هرگز چنین نیست. مشکل اصلی من این است که باید از پیلهای که سفت و سخت اطراف مرا فرا گرفته، از آن کنده شوم؛ تا از این خواب بیدار شوم. اما نمیدانم چگونه! و فهمیدنش هدفم شده است. گرچه میدانم تنها چارهی آن به دست آوردن ایمانی بسیار والا به خداوند است. که فعلا اندر خم یک کوچهام.

دو بال برای روح و دو بال برای جسم میخواهم. پر بکشم به هرکجای این دنیا. گاه میان مردم هر سرزمین و گاه در گوشهای از طبیعت، تا با خود خلوت کنم.


پینوشت:

بعد از گذشت چند روز ابری و بارانی فوقالعاده عالی، امروز آسمان کاملا آفتابی بود. شدیدا به باران عادت کرده بودم. و نمیدانم چرا آفتاب امروز دلم را غمگین کرده است. خدا کند باز از امشب باران ببارد.

برچسب: نویسنده: باران فدایی تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:51

صفحه بندی