خرید بک لینک
عطش دارم. خیلی تشنهام. تشنه به یگانه خالق عالم.
در آرزوی تحقق ایمانی قوی در وجودم هستم که جز خدا به هیچکس و هیچ چیز متکی و وابسته نباشم و نخواهم.

ساعتها در حال گذر هستند تا یکسال را پشتسر گذاشته و بدرود گویند و مقدم بهار و سال جدید را درود گویند.
مثل همیشه حرفهای مختلفی برای گفتن دارم ولی به یکیدوتای آن بسنده میکنم. در طی این چند روز کلی خودم رو تحویل گرفتم. گوشی قدیمی و زهواردررفته را کنار گذاشتم و موبایل دلخواهم را گرفتم.
در طی هفت روز سه بار به سینما رفتم و چقدر هم پشیمانم. اولین فیلمی که دیدم به نام ( خوب بد جلف) بود و اون فیلمی نبود که انتظار داشتم. در واقع ادامه سریال (پژمان) بوده که به نظرم فیلم طنز ضعیفی بود. در سالن هم سه نفر (دو دختر همراه یک پسر نوجوان) نشسته بودند که نور صفحهی موبایلشون توی تخم چشمام بود. برای سومینبار که از سالن بیرون آمدم به خودم بد و بیراه میگفتم که حیف پول و زمانی که صرف سینمای بیارزش گذاشتم.
به قول مسعود فراستی فیلم خوب را باید در پرده دید و اغلب فیلمهای ایرانی به درد تلویزیون میخوره، و من حرفشون رو قبول دارم.
اگه شرایط فراهم بشه سینمای پردهای در منزل فراهم میکنم و فیلمهایی مثل (قرمز) به کارگردانی کیشولوفسکی و (غبار زمان) ساختهی تئو آنگلوپولوس را روی پرده تماشا میکنم. البته این فیلمها را قبلا دیدم. این نوع فیلمها و امثالشان را باید در روی پرده دید چون جلوههاس تصویری بصری زیبایی دارند. روی پرده است که عمق و لانگشاتها و قابهای طراحی شده در این نوع فیلمها بسیار بهتر دیده میشوند.
خیلیها از مسعود فراستی بیزار هستند ولی من از آنجایی که نقدهاشون رو پیگیر هستم، طرفدارشان هستم و ایشان را فرد باسوادی در زمینه هنر و فرهنگ میدانم. حالا بماند که بعضی اوقات در نقدهاشون زیادهروی میکنند اما باید از سواد، اطلاعات و تحلیلهاشون استفاده کرد.

خیلی عذر میخوام چون موضوع نوشتههام درهم برهم شد. کلی موضوع برای نوشتن دارم، اما حوصلهاش نیست. دلم میخواد یک نویسنده واقعی بشم و شغل اصلیام باشه اما فکر نکنم در این جامعه امکانپذیر باشه.

برچسب: نویسنده: باران فدایی تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 23:26

صفحه بندی