خرید بک لینک
شاید باور نکنید که صداقت داشتنام مسبب دلخوری و ناراحتی دیگران شده است. قبلا در اینباره شک داشتم ولی با توجه به تجربههای مختلف برسر هر موضوعی، در هرکجا و هر کسی، دیگر به یقین رسیدهام و متاسفم که به این باور رسیدهام و این یک حقیقت تلخ است.
شاید بکار بردن لفظ «مردم» درست نباشد؛ اما با هرکسی که صداقت داشتم یا سوءاستفاده شده و یا باعث کدورت شده است. به ناچار و برخلاف عقیدهام نبایستی اینگونه باشم. منظورم این نیست که پا بر عقایدم بگذارم. چون اولین کسی را ببینم که چنین طرز فکری دارد از وی استقبال میکنم و احتمالا دوستانی شفیق بشویم. و در مورد دیگران فقط دیگر توضیح نمیدهم. به محض اینکه بفهمم طرف دوست دارد چه دروغی او را خوشحال میکند، همان را میگویم و یا در بهترین حالت ساکت میمانم و خیلی مصر بر جوابگوییام باشد با پاسخی خنثی مشایعتاش میکنم.
دقیق به این نتیجه رسیدهام که راستگو نباشی بیشتر با تو کنار میآیند و دوستت دارند. متاسفانه در مورد عدهای از خانمها و دختران این امر واقعیت دارد. تا آنجایی که متوجه شدم خانمها جذب آقایان یا مردهایی میشوند که اهل شوخی و خنده و دروغگویی باشند، که معمولا اینگونه جنس ذکور اهل سوءاستفاده از وجودشان هستند. ولی از مردهایی که منطقی و در ظاهر جدی هستند و معمولا بیشتر طالب حقیقتاند، فراری هستند و یا اهمیتی نمیدهند.
در جایی از وجودم خداخدا میکنم که این نتایجام درست نباشند. ولی هریکسالی که بیشتر زندگی در بین مردم را تجربه میکنم غیر از این به نتیجهای دیگر دست نمییابم.
عدهای از آدمها دوست دارند همراهشان شوید و به جوکهای بیمزه و مستهجنشان از خنده ریسه بروید و در مقابل یکی مانندشان بگویید. دوست دارند در قضاوت کردن دیگران مشایعتشان کنید و صحبتهای بیسروتهشان را دنبال کنید.
اینها را نگفتم که بگویم بنده تافتهی جدابافته هست، خیر و اصلا. من هم زمانی همینطور بودم اما در وجودم انگار کسی بود که از من نیشگونی میگرفت و به من حس اشتباه بودن رفتارم را میداد. خدا شاهد است که دروغی در کار نیست.
قصد ندارم خودم را بهتر از دیگران بدانم، که میدانم اگر به حال خودم واگذار شوم مرتکب اشتباهات فاحشی خواهم شد. فقط میخواهم خودم باشم، خودِ واقعیام. تاوان این هدف را همیشه پرداختهام و خواهم پرداخت.
یاد قسمتی از متن کتابِ ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد (پائولو کوییلو) افتادم که آن را با زبان خودم و خلاصه میگویم: دیوانگی یعنی اینکه خودت نباشی و مثل دیگران باشی. و من با افتخار میگویم که دیوانه هستم و میخواهم دیوانه باشم و بمانم. در یک کلام: متفاوت بودن یعنی دیوانگی.

« شما نیز باید چنین باشید؛ دیوانه بمانید، اما همچون افراد عاقل عمل کنید. خطر متفاوت بودن را بپذیرید، اما بیاموزید که بدون جلب توجه چنین کنید.»

پیشنهاد میدهم این کتاب را حتما بخوانید. ( ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد)

برچسب: نویسنده: باران فدایی تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 23:26

صفحه بندی