ما، خودمان. اکثر ما که از ظلم و حق خوری بالادستی ها در حد کلان، در جمع دوستان و خودی ها می نالیم و شکایت داریم. و یا از ترس به خطر افتادن و یا از دست دادن منفعت هایمان ترجیح می دهیم چیزی نگوییم. اما در وجودمان نفرت و گله سرریز شده است.
بله خودمان را می گویم که در سطوح پایین مملکتی کارمند و رئیس و مدیر سازمان و اداره یی هستیم و در همین محدوده برای به دست آوردن حقوق و مزایای بیشتر در جایگاه ریاست و مدیریت بالاتر، حق را ناحق می کنیم و در حق دیگران ظلم می کنیم و باندبازی می کنیم تا پیشرفت مان تضمین شود.
پس چطور می توانیم از نارضایتی دلخور باشیم که در ابعاد وسیع تر و بسیار بزرگتر این گونه هستند؟!
بله حقیقت تلخ است. ما، خودمان مستعد ستمگری در همان سطوح بالا هستیم. ولی نالان و شکوه گر از آنان. اغلب، خودمان شناگر ماهری هستیم فقط خدا نکند آب گیرمان بیاید. که اگر بیاید به مراتب بدتر خواهیم شد.
در یک جمله می توان این چند خط نوشته را خلاصه گفت: از ماست که بر ماست.
برچسب:
نویسنده: باران فدایی
تاريخ: شنبه
14 اسفند
1395 ساعت: 14:43