خرید بک لینک
غیرممکن است که به یک آدم احمق بفهمانی که کارها و رفتارهایش غیرمنطقی و احمقانه است. و اگر هم محترمانه هم با وی صحبت کنی سریع میگوید: پس فقط تو میفهمی. و دیگران نفهمند....
و یا گلهمند میشود که: تو دیگران را از بالا نگاه میکنی و گویی خودت به خودت غره (مغرور) شدهای...
در این زمان من دیگر حرفی نمیزنم و چارهای نمیبینم که لب فرو ببندم و سکوت کنم. و از طرفی مواظب احوال شخصیت خودم باشم، چون احتمال خطر برای خودم وجود دارد که در چاه غرور گرفتار شوم. اما خوشبختانه به مرحلهای رسیدهام که این خطر را از خود دور کنم. ولی به هرحال باید لب فرو ببندم و چیزی نگویم چون متهم میشوم که مگر چه کسی هستم و یا اینکه دیگران را از بالا میبینم و یا اینکه آدم خیلی گیری هستم و غیرقابل تحمل.
دیگر مهم نیست چون میدانم چه کسی هستم و به کدام سمت میروم و تمام حواسم به همین است.


پینوشت:
این را باید اضافه کنم که زمستان دوستداشتنیام خیلی سریع در حال سپری شدن است. خصوصا اسفندماه را که خیلی به روزهای کوتاه و سرد و شبهای طولانی آن علاقمندم. امیدوارم تمام وجودم به خصوص دلم، بهاری متفاوت را تجربه کند.

برچسب: نویسنده: باران فدایی تاريخ: شنبه 14 اسفند 1395 ساعت: 14:43

صفحه بندی